تبليغاتX
جاذبه ای که تو داری نیوتون را عاشق میکند
و من به سیب می رسم.....
 

دنیا برای بودنم یک خانه کوچک کشید

شکل هرم های تنم تندیسی از آهک کشید

 

در من جهان بودنم یک تاول تندیده شد

با زخم تاول در تنم تصویر یک کودک کشید

 

هی روزها از روز نو، هی ماه ها را گم شدم

پشت همین دیروزها راه خدا را شک کشید

 

این بازیِ گرگم هوا با شیوهء امروزی است

این گله هم در گرگ ها هی پشت هم شکلک کشید

 

حالا فقط یک خاطره تندیس و تاولف قرص و شک

آلزایمر خودباوری عقل مرا کوچک کشید

 

 

+ دلنوشته بارانی  پنجشنبه 17 مرداد1387ساعت 10:15   سقائی  |