|
|
|
|
|
وقتی که احساسات من دنیای شک شد پرواز تن محتاج یک بال یدک شد جریانی از بعد تعقل در وجودم تبدیلی از سود کلان، کالای تک شد تعبیرمان جنس مذکر یا مونث توفیق آن: دنیا به کام دخترک شد : حالا برای انتقامی شاعرانه تصویر خون روی لبم بی وقفه حک شد دیگر دروغ لحظه را باور ندارم حتی خدا در دین من یک آدمک شد؟! افراطی از تفریط قانون مشرکم کرد؟! یا اینکه سهمم از بهشت یکباره هک شد؟! از امتناع این تسلسل بیم دارم یعنی گمانم در یقین بی شک بزک شد یعنی که احساسم به روی عقل خندید یعنی خدا تعبیر باورها به شک شد |
||
|
+
دلنوشته بارانی یکشنبه 19 اسفند1386ساعت 14:39 سقائی
|
|
||