|
|
|
|
|
کات ، كات وقتي كه آب از گلويم رد نمي شود / عاشورا مي شود / اشكها دنبال من ميگردند يا تشنگي از چشمهاي مادر گذشتند >> اتفاق مهمي مي خواهد ازراه برسد / راه رابرآن مي بندند << حتا اگرزلزله از درد چيزي نفهمد يا از شلاقي كه بر ناقه مي زنند هنوز جای بیشتری می خواهد این تن - برگرد و بوسه می زند بر اشكهايي كه مي گويند رقيه سه ساله بود دستهايش مجاله مي شود |
||
|
+
دلنوشته بارانی شنبه 22 دی1386ساعت 1:26 سقائی
|
|
||