|
|
|
|
|
هواي پنجره شايد كمي ترك دارد نگاه مايلت اينبار بوي شك دارد گناه هاي نكرده و سيب هاي كبود به جرم چيدين حسي كه دخترك دارد تمام مي كند از من تمام مي كندم شروع حادثه هايي كه كم كمك دارد خلاصه مي شود از لحظه ها كه مي رقصند به پاي ثانيه هايي كه مشترك دارد هزار دفعه خدا را به چشم مي بينم ببخش رنگ دروغم دوباره لك دارد كنار سفره ات اينبار جاي ابلیس است بگير لقمهء كوچك ولي نمك دارد عجيب مي شوم از چشم ها كه مي بينم خدا به سفره شيطان چه جاي شك دارد كه دست هر سه تان روي هم نمادين است بزن به پنجره اين قصه هم درك[1] دارد |
||
|
+
دلنوشته بارانی سه شنبه 25 اردیبهشت1386ساعت 12:37 سقائی
|
|
||
|
|
|
|
|
ببین که سمت دل من تو را نشان می داد برای بودن با تو به ما گمان می داد ولی به چشم خودم دیده بودم این صحنه خدا به حضرت ابلیس سر تکان می داد چثدر حس عجیبی گرفت ، دلپیچه تلو تلو شد و آخر به ما گمان می داد که خوب می شود، آقا: غزل چه جرمی کرد برای عشق عزیزت ردیف «آن» می داد : درست روز معین شرارت شیطان به زخم خستهء آدم نمک و نان می داد زمین به رقص درآمد خدا خودش خندید از اینکه آخر این قصه را تکان می داد **** و سمت های دل ما خلاف می رفتند برای اینکه گناهی به دوشمان می داد... |
||
|
+
دلنوشته بارانی سه شنبه 18 اردیبهشت1386ساعت 18:43 سقائی
|
|
||
|
|
|
|
|
شك دارم
به بغض هاي كودكي كه در من نطفه مي بندد تا باكره بودنم ار در قداست مريم اشك بريزم بگذار قابله ايمانم ار بزايد از سرخي خوني كه باورم را به نجاست كشاند سيب هاي هوسم را چيد دستاني كه تن اين درخت را لمس نكرد وقتي قابله تو را نزاييد حق با توست كه مي خندي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انجمن خانه شعر شمال برگزار میکند :::: نشست خانه شعر شمال در زادگاه نیما
http://www.sh-shomal.blogfa.com/
|
||
|
+
دلنوشته بارانی دوشنبه 3 اردیبهشت1386ساعت 11:4 سقائی
|
|
||